دسته‌بندی نشده

عکس و دیدن عکس

(برگرفته از کتاب عکس و دیدن عکس از “یورک کریم مسیحی”)


عکس چیست؟


تعاریف بسیاری در باره عکس چیست وجود دارد که اگر در بین آنها دقیق شویم انگار درباره چند موضوع متفاوت سخن می گوییم.
در بین تمام تعریف ها آنچه مشترک است و شاید بتوان آن را تعریفی از عکس بشمار آورد , این است که :
(آنچه دوربین عکاسی بر نگاتیو ثبت می کند و اثر ثبت شده بر روی کاغذ چاپ می شود , عکس گفته می شود.)
جز این ها تنها عاملی که در بوجود آمدن عکس اهمیت دارد و ضرورت مطلق دارد نور است.
حال با دوربین های فروسرخ چه کنیم که در تاریکی مطلق عکس می گیرند؟
آیا تعریفی دقیق و روشن و خدشه ناپذیر از آنچه که عکس هست باقی می ماند؟
تکلیف تعریف عکس چه می شود؟
حقیقت این است دست کم من چنین می پندارم
که برای دیدن و فهمیدم و لذت بردن و گاه حتی درد کشیدن از مضمون یک عکس نیازی به تعریف عکس نداریم: چنان که مردمان عکس می بینند و می فهمند و لذت می برند یا نمی برند و برایشان مهم نیست که عکس چه هست و چه نیست و اگر از آنها بپرسیم عکس چیست,هیچ بعید نیست که بگویند عکس, عکسه دیگه و این حرف راست و درست است.
اولین عکس رسمی جهان , پاریس

عکس خوب چیست؟ آیا مشخصه خوب بودن عکس
-جذابیت و گیرایی موضوع
-قابل فهم بودن موضوع
-مستند بودن موضوع
-واقعی بودن موضوع
-آگاهی بخشی
-وضوح و گویایی
-نورپردازی مناسب
-ترکیب بند خوب
-وضوح و گویایی

نور پردازی مناسب و چندی دیگر است؟

در نظر مخاطب یک یا چندی از موارد گفته شده شاید مهم باشد اما آنچه قابل توجه است آن است که این مشخصه ها عکس به عکس مخاطب به مخاطب تغییر می کنند. بنا براین این مشخصه ها به تنهایی نشانگر یک عکس خوب نیستند ممکن است عکسی را هم اکنون ببینید و برای چند ثانیه یا چه بسا بیشتر شما را جذب کند.
و توجه شما را به خود جلب کند.

در این تصویر کودکی را می بینیم که در چشمانش نیرو و شوق خاصی را مشاهده می کنیم تصویر کناری همان دختر است اما پس از ۲۰ سال اگر دقت کنید میبینید که دیگر شوق زندگی و آن برق از چشمانش رخت بربسته…

اسم عکس: مونالیزای افغان (شربت گلی ) عکس از “استیو مک کاری”

و حتی احساس همزاد پنداری با آن داشته باشید و سپس بعد از چند ثانیه به یاد آورید که آن عکس را قبلا دیده اید اما به اندازه ای که اینبار توجه شما را جلب کرده دفعه قبل نکرده بود چه بسا دفعه قبل که آن عکس را دیدید بی توجه از کنار آن گذشته اید ممکن است در فکر فرو برویم که چرا پیش از این عکس خوب نبود و حالا خوب است
مجذوب آن قرار می گیریم و مجذوب آن می شویم.

ممکن است به چند دلیل متفاوت باشد

مثلا نام عکس را نمی دانیم

روش خواندن صحیح عکس را بلد نیستیم و…

یا متوجه نمیشویم عکس درباره چیست

با این حال تمام این تفاسیر به این برمی گردد که ما دقت کافی برای تماشای یک عکس را نداریم


انگار این ما و هر آنچه مارا می سازد است که معلوم می کند یک عکس خوب است یا نیست
نه خود عکس.
حال و روز ما خلق و خوی ما احساس ما وضعیت روحی و روانی ما دانش و آگاهی ما تجربیات ما و بسیار عوامل دیگر تایین می کند که این عکس را دوست داریم یا نه دوست داشتن یا نداشتن شاید بحث مناسبی باشد برای تشخیص و تایین خوبی یا ناخوبی یک عکس
شاید عکس زیر در نگاه کسی بی ارزش باشد شاید ساعتی و روزی دیگر به خاطر حال و هوای تازه ای که آن شخص پیدا کرده همین عکس برایش معنا پیدا کند.

مخاطبانی که با حوصله و حواس جمع به عکس می نگرند , اغلب دوستش می دارند و از تماشای آن لذت می برند
حتا اگر عکس هایی باشند که نمایانگر درد و رنج مردمان است بعید است که دلیل بر لذت بردن ما دیدن رنج دیگران باشد. این لذت ممکن است ناشی از مقایسه ما و آنهایی باشد که در عکس اند. .
در جای امن نشستن و ناظر رنج دیگران بودن می تواند لذت در امان بودن به ما بدهد.
و لذت برانگیخته شدنمان برای کمک به رنج دیدگان و درماندگان.

عکس بد کدام است؟
شاید باید در قسمت عکس خوب چیست مشخصه ای نسبی برای شناسایی عکس خوب عنوان کنیم عکسی که بیش از سه چهارم ثانیه نگاه مخاطبش را بر خود نگه دارد اگر که عکس خوبی نباشد دست کم برای کسی که چنین وقتی را صرف نگریستن به آن کرده عکسی است که بیش از دیگر عکس ها ارزش توجه کردن داشته است.

اما ما به عکس تار و ناقص یا رنگ پریده مادر بزرگ از دست رفته یا برادر به غربت رفته مان نه سه چهارم ثانیه که دقایقی و بار ها نگاه می کنیم آیا آن عکس خوبیست؟


و به بچه های سرگرم بازی در آرامش آسایش و رفاه با خشم و حسد نگاه کنیم.

بخاطر دلبستگی و طرز فکر و کیفیت احساسمان می توانیم به کودکان کار لوییس هاین بار ها و طولانی مدت نگاه کنیم چون خودمان کودکی سختی داشته ایم یا برعکس احساس ترحم یا حتی بی خیالب چون خودمان در ناز و نعمت بدنیا آمده ایم و در چنین شرایطی زندگی نکرده ایم.


کشته های یک جنگ با خشم و اندوه و با چشمان پر اشک می نگریم چون عزیز یا عزیزانی را در جنگ از دست داده ایم یا چون جنگ زده بوده ایم و یا چون رنج دیگران را رنج خود می دانیم.

شما را به دیدن چندی عکس دعوت میکنم

در این عکس عظمت ارتش هیتلر ونازی ها را می بینیم قدرت و استواری مهم ترین برداشتی است که از این عکس می توان داشت

(این عکس آن زمان برای آلمانی ها نشان از قدرت بود , نه تبدیل شدن شان به مزرعه ای که هیتلر خود در خاک راه آن قدم برداشت و در بذر حاصلخیزش بذر نژاد پرستی کاشت و ملیون ها مردم را به کشتن داد.)

کارتر برای ثبت این عکس ۲۰ دقیقه به انتظار نشسته تا شاید کرکس بال هایش را بگستراند

اما کرکس این کار را نمی کند و کارتر تنها کرکس را بعد از ۲۰ دقیقه می پراند

اما بعد از این اتفاق او از عذاب وجدان شدیدی که چرا زودتر آن کرکس را پر نداده داشته دست به خود کشی میزند.

اما آیا کاری بیشتر از فراری دادن کرکس از او بر می آمد؟بر نمی آمد؟ پاسخ هرچه باشد خود کارتر را راضی نکرده است!

پرنده نماد کسی است که رفته است. فضای کلی عکس در جهت تولید و تداعی حس مرگ و سرمای زمستانه ای که این احساس را تشدید میکند می کوشد. کنتراست بالای عکس تضاد لازم میان عناصر و زمینه را ایجاد کرده است. فضای واقع گرایانه را در تصویر شکسته است و سرمای موجود به همراه وجه حسی موجود به خوبی القا و برداشت می شود. ترکیب بندی عکس با توجه به جاگیری خوب عناصر قابل توجه و زیبا است.

عکس : سید مصطفی زمانی

نقد عکس آخر: خانوم شکوفه بیاتی

امیدوارم این متن برای شما مفید واقع شده باشه و از این پس بتونید تماشاگر بهتری باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *